X
تبلیغات
رایتل
 
سس سیز لیخده باتمیشام
من غرق در سکوتم
                                                                 
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 231336
یکشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1390 :: 09:05 ق.ظ ::  نویسنده : آرمین آران


بقایی؛رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: دادگاه هفتم استیناف روز سه‌شنبه (نهم فروردین) در آمریکا تشکیل شده و رأی بر این داده‌اند که این الواح هخامنشی، آثار فرهنگی محسوب می‌‌شوند و قابل توقیف نیستند.

به گفته وی رقمی حدود 500 هزار دلار طی 2 تا 3 سال اخیر برای پیگیری این موضوع توسط ایران هزینه شده است.

معاون رئیس‌جمهور صدور حکم دادگاه برای رفع توقیف الواح را یک پیروزی بزرگ برای ملت ایران توصیف کرد و  این پیروزی را به تمام ملت ایران و دوستداران میراث فرهنگی تبریک گفت.

لینک مطلب منتشر شده در سال 1385 در این موضوع.برای خواندن اینجا کلیک کنید

سرگذشت 70 ساله الواح ایرانی در آمریکا




الواح هخامنشی ایران که تاکنون در توقیف کشور آمریکا بود قصه‌ای 70 ساله دارد. در سال 1316 در حفاری مشترک ایران و موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو در تخت‌جمشید اموال فرهنگی تاریخی ارزشمندی به دست آمد که طبق قانون مصوب سال 1309 این اموال به دست آمده و از کاوش‌های باستانی‌شناسی بین ایران و دانشگاه شیکاگو تقسیم شد.

الواح هخامنشی بخشی از این اموال بود که سهم دولت ایران شد و برای مدت سه سال به منظور انجام پژوهش‌های گسترده به مؤسسه شرق‌شناسی شیکاگو به امانت داده شد.

این الواح که گل نوشته‌های عصر هخامنشی با خطوط میخی و عیلامی بود نیاز به خوانده شدن توسط خط‌ شناسان و کارشناسان مؤسسه شرق شناسی شیکاگو داشت.

8 هزار و 29 لوح سالم و شکسته که خطوط منقوش آن قابل خواندن بود به موسسه شرق‌شناسی امانت داده شد 10 هزار و 800 قطعه نیز شکسته و غیر قابل خواندن بود. در مجموع به طور تخمینی 15 تا 20 هزار لوح سالم و شکسته وجود دارد که 7500 تا 10 هزار لوح کامل و بین 10 تا 12 هزار قطعه شکسته و خرد وجود دارد.

توقف استرداد الواح در سال 1383

مؤسسه شرق‌شناسی شیکاگو در سال 1327 تعداد 179 لوح را به ایران پس داد و در سال 1350 نیز 37 هزار و 74 خرده الواح را مسترد کرد.

مطالعات مؤسسه شیکاگو تا پس از سال 1350 نیز ادامه داشت و در سال 1383 نیز 300 لوح دیگر را به موزه ملی ایران ارسال کردند.

مؤسسه شیکاگو وعده داده بود باقی‌مانده الواح را نیز در نوبت‌های بعدی پس از پایان مطالعات پس می‌دهد.

حراج الواح به منظور تأمین غرامت کشته‌شدگان انفجار بیت‌المقدس

اما به ناگاه در سال 1385 وکلای 9 نفر از اتباع ایالات متحده آمریکا با وارد کردن اتهام واهی حمایت ایران از تروریسم و تأمین سلاح جهت حماس در جریان بمب‌گذاری 1997 اسرائیل، نزد یکی از محاکم ایالت شیکاگو در آمریکا طرح دعوی کردند و در غیاب ایران به عنوان طرف دعوی موفق به اخذ حکم محکومیت ایران به پرداخت مقادیر کلانی غرامت به شاکیان پرونده شدند که به منظور اجرای این حکم، وکلای شاکیان پرونده در پی توقیف و صدور حکم حراج اموال فرهنگی تاریخی ایران که در موزه‌ها و موسسات آمریکایی از جمله مؤسسه شرق شناسی شیکاگو نگهداری می‌شدند برآمدند تا مبلغ حاصل از حراج اشیاء تاریخی به آنان تحویل داده شود.

مؤسسه شرق‌شناسی به محض صدور حکم توقیف موقت الواح و در برخورد با پرونده اجرای حکم غرامت مربوط به پرونده کشته‌ شدگان انفجار اسرائیل و با صرف 400 هزار دلار مانع از صدور حکم حراج الواح شد اما دادگاه اعلام کرد که مؤسسه شرق شناسی در موقعیت دفاع از حقوق ایران نیست و دولت ایران خود باید با ثبت دادخواست اعتراض و ورود رسمی به روند قضایی از موضع خود دفاع کند.

ایران وارد پیگیری‌های قضایی شد

به محض این اتفاق، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با رایزنی با وزارت خارج و مرکز حقوقی ریاست جمهوری پس از جلسات متعدد با شورای عالی امنیت ملی نسبت به استخدام وکیل بومی برای پیگیری این پرونده اقدام کرد.

محتوای نوشته‌های این الواح چیست؟

این لوح‌ها بر خلاف دیگر کتیبه‌های هخامنشی تخت‌جمشید که بیانیه‌ها و گفتارهایی رسمی برای همگان و برای آیندگان بوده برای خواندن عموم نوشته و عرضه نشده‌ بوده‌ و در واقع اسناد داخلی و حسابداری کارکنان تخت‌جمشید و یک بایگانی اداری بوده‌اند.

الواح بازگوکننده رویدادهای رسمی و حکومتی و سیاسی نیستند بلکه در کنار آگاهی‌های فراوان دیوانی و اداری اطلاعات فراوانی از زندگی روزمره و روزگار مردمان عصر هخامنشی در اختیار ما می‌گذارند.

به موجب این لوح‌ها ما امروز می‌دانیم که سازندگان تخت‌جمشید را بردگان تشکیل نمی‌دادند بلکه مردان و زنان آزاده‌ای بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاری که انجام می‌دادند دستمزد می‌گرفتند.

به آنان نه تنها دستمزدی شایسته که گاه پاداش، هدیه و کمک هزینه نیز پرداخت می‌شده است. آنان می‌توانستند به هنگام پیمان زناشویی هنگام زایش نوزادی تازه‌رسیده در جشن‌ها و بیماری‌ها از این پاداش برخوردار شوند.

زنان در تخت‌جمشید نه تنها کار می‌کردند، بلکه پابه‌پای مردان در کارهای تخصصی و مدیریت شرکت داده می‌شدند. نوجوانان به کارآموزی می‌پرداختند و کودکان در ساعت‌های کاری والدین در کودکستان تخت‌جمشید نگهداری و تربیت می‌شدند. لوح‌ها حاکی از آن است که پرداخت نهایی و ریزه‌کاری‌های سنگ‌نگاره‌های باشکوه تخت‌جمشید بیشتر دستاورد هنر و توانایی‌های زنان هخامنشی است.