
سلام دوستای عزیز
امروز تولدمه ، 25 ساله تکمیل تو این دنیا هستم و کار خاصی انجام ندادم.
واسه جشن تولد و این حرفا هم که دیگه این جنگولک بازی ها به ما نیومده ، پیر شدیم رفت.
ولی قضیه مهم اینکه تو غربتم
اصلا حال نمیده
البته 2 سال هم تو آمل همینطور بوده دیگه عادت کردیم.
دوستان اگه دوس دارید به بلاگی رای بدبد ، برید اینجا http://night-skin.com/topblog/list هر 100 رای یک چراغ از 5 چراغ رو روشن میکنه و در نهایت ... اااا .... نمیدونم چی میشه
Norouz - New Day on UN Calendars

دوستان عزیز ایرانی، نوروز یکی از قشنگترین و باستانی ترین سنتهای ما ایرانیان است، چرا آن را تا ابد در تقویم جهان ثبت نکنیم؟ لطفا به ادرس زیر مراجعه کنید و پس از امضای اون خبرش رو به تمام ایرانی هایی که می شناسید برسونید.
http://www.PetitionOnline.com/Norouz
من رفتم و رای دادم
109059 Signatures
فعلا که این شکلی هاس شما نفر بعدی باشین
پ.ن :
۸ آبان ( ۲۹ اکتبر ) روز جهانی بزرگداشت کورش کبیر گرامی باد

پ . ن 2 :
رفته بودم بی بی سی یه نگاهی بندازم چشمم به این خورد خیلی باحاله

تردیدی در تاثیرگذاری شاهکار لئوناردو داوینچی نیست، که لحظه ای را به تصویر می کشد که در آن مسیح، حواریون، نزدیکترین طرفداران خود را آگاه می سازد که یکی از آنها قصد خیانت به او را دارد.
شاید به این دلیل تعجب برانگیز نباشد که هیچکدام از حضار در تابلو چندان جذب غذای موجود در سفره نشده اند و تعداد اندکی از هزاران شیفته هنر که در طی قرون مختلف به بررسی این اثر پرداخته اند، به این غذا دقت کرده اند.
کسانی که به این مسئله دقت کردند فرض را بر این گذاشتند که میهمانان مشغول صرف بره بریان بوده اند، که همانند نان و شراب نقاشی شده در اثر، به نماد معنایی مسیحیت ارتدوکس اشاره دارد که مسیح را با بره ای قربانی شده بخاطر گناهان انسان متناظر می داند.
سرعت بالای زوال این اثر که در سال 1498 میلادی کامل شد، بررسی دقیق این موضوع را ناممکن ساخت؛ اما اکنون به لطف تازه ترین روش بازسازی نقاشی های دیواری کارشناسان هنر بالاخره توانسته اند به بررسی دقیق جزئیات غذای روی میز بپردازند.
نتایج این بررسی که در نشریه گاسترونومیکا منتشر شده نشان می دهد که در سفره بره ای وجود نداشته، بلکه غذای طبخ شده مارماهی در کنار برش هایی از پرتقال بوده است.
نکته مهم این است که همزمان با کار لئوناردو داوینچی بر روی "شام آخر"، این غذا، غذایی رایج بوده است.
آنطور که جان واریانو، کارشناس تاریخ هنر می گوید نه تنها در دوره رنسانس در ایتالیا مارماهی غذایی رایج بوده، بلکه احتمالا لئوناردو داوینچی هم به آن علاقه ویژه ای داشته است، زیرا در فهرست های خریدی که در میان نوشته ها و آثار او برجای مانده این قلم غذایی نیز دیده می شود.
از لطف همه دوستان متشکرم
مخصوصا کسایی که به ریش ما الطفات خاص دارن
فعلا خبری نیس
جز سلامتی شما
به امید بهروزی برای همه تان
پ ن : ۲۷/۷/۸۷
سرما خوردم انگاری . خواهرم میگه یه ویروسه که اپیدمی شده یه مدتی خوشگل آدمو می خوابونه و زمین گیر میکنه . خدا کنه این ویروسه نباشه که آنتی ویروسش درد داره. اصلا هم حوصلش رو ندارم
پ ن : ۲۹/۷/۸۷
جلوی پیشرفت بیماری رو گرفتم ولی درد داشت ( با نسخه پزشک که ۴ تا آمپول جیگر توش بود ) . راستی J & J آپ شد.
خوب بالاخره خودم رو تو تبریز جمع و جور کردم و یه وقتی پیدا کردم تا بتونم بیام ببینم اینجا چه خبر! واه واه ریش درآوردم هوار تا یادم بندازید برم بتراشم . تازه یه چند تا از مسیر ها رو یاد گرفتم . روز اول که کل اطراف خوابگاه رو بررسی فنی ! کردم . ها راستی نتونستم خونه پیدا کنم رفتم خوابگاه .
تو یه اتاق 4 نفره ، یکیشون همشهری خودمه ( از ارومیه ) دوتا دیگه هم هنوز نیومدن ولی گویا یکی زنجانیه و یکی هم از شهرهای نزدیک تبریز . تا حالا تو خوابگاه نبودم ، دوره کاردانی که بومی بودم و تو ارومیه نفهمیدم چطوری تموم شد ( انگار مدرسه بود ) ، دوره کارشناسی هم آمل بودم و با یک کرمانی ( امین جان) و یک کرجی ( همین که وبلاگ فیلمی رو باهاش زدم شما بگید ژوکر! ) هم خونه شدیم ( چه روزهایی بود ، وقتی عکسهای اون موقع رو نگاه میکنم حتما یه آه از ته دل میکشم ، با اینکه خیلی وقت نیست که تموم شده ) این اولین تجربه زندگی توی خوابگاهه .
بچه های خوابگاه خوبن با چند نفر دوست شدم ولی روز اول گورخیدم ( ترسیدم ) ، بازی پرسپولیس و استقلال بود ، همه تو اطاق TV بودن ، منم رفتم ، لحظه ورود سلام دادم ولی هیچکی تحویلم نگرفت منم یه گوشه تنها نشستم و بازی رو تماشا کردم ، ولی بعدش فهمیدم جو بازی بوده چون الان خوب تحویلم میگیرن ، مخصوصا از وقتی فهمیدن دانشجوی ارشدم .
خلاصه ، هیچی دیگه همین. بعدا میام خبری شد میگم ( مثل این دخترهایی که از مدرسه میان ، دم گوش مامانشون از فیس و افاده همکلاسی (ها ) شون تعریف میکنن.
پس فعلا ( به قول بعضی ها یاحق ).