همه می دونین چقدر به فیلم علاقه مندم
خیلی ها هم از پست های فیلمی که گذاشته بودم خوششون اومده بود و بعضی ها هم ....
به هر حال من و یکی از رفقای دوره دانشگاه که اونم بدتر از من عشقه فیلمه تصمیم گرفتیم یه بلاگ بزنیم و توش فقط مطالب فیلمی بذاریم.
منتها هنوز اسم مناسبی پیدا نکردیم. بلاگش رو هم باید طراحی کنیم .
پس اگه نظری در مورد اسم بلاگ یا طرح بلاگ دارین بگین تا استفاده کنیم.
ممنون میشم.
فعلا تا همین حد کار کردم
http://2j.blogfa.com
تابعد
سلام
دوستان ، عزیزان ، وبلاگ نویسان عزیز و دوست داشتنی
این تابستون واقعا سرم شلوغه اگه دیر به دیر آپ میکنم یا نمیتونم سر بزنم واقعا منو ببخشید . شرمنده ام .
دارم جهت ارتقای سطح فرهنگ و دانش کشور قدم هایی بر میدارم
شرکت اروم ترنج رایان ( شرکتمون ) داره مدارس استان رو مجهز به سیستم هوشمندی میکنه که دیگه معلم ها رو تخته واسه بچه ها انشاء ننویسن و به صورت هوشمند با یک دستگاه ویدئو پرژکتور و یک قلم نوری و یک دستگاه می میو ( Mimio ) درس بدهند.
تقریبا کنفرانس میدن تا درس . اینجوری درسها سریع جلو میره و سطح علمی بالا.
چاکرتون هم هستیم.
فعلا
واقعا چیزی ندارم بنویسم
البته برای بعد چند تا ایده دارم ! 
یکی افسانه های ترکی باستان مخصوصا گرگ آسمانی که آرمش رو زیر پرچم ایران و آذربایجان میبینید.
شایدم از کامپیوتر یا نکاتی از اینترنت بنویسم
بابا مثلا مهندس کامپیوتریم ها ! 
نمی دونم تا ببینیم چی میشه ! 
سلام
هیچی ندارم که بگم . لاقل یکم جک بگم باهم بخندیم
۱- به غضنفر میگن نظرت درباره ازدواج فامیلی چیه؟ میگه: به نظر من ازدواج فقط باید فامیلی باشه. بهش میگن چرا؟ میگه: آخه عموم، زن عموم و گرفته. دایم، زن دایم و گرفته. داداشم زن داداشم رو گرفته و ...
۲- یارو سوار اتوبوس میشده که شاگرد راننده جلویش را میگیره و میگه
آقا بلیت باید بدی
..... یارو : تو اگه آدم بودی, دیروز که بهت بلیت دادم پاره نمی کردی
۳- به یارو عکس کرگدن نشون میدن میپرسن
تو به این چی میگی؟
... گفت من قلت بکنم به این چیزی بگم
۴- غصنفر تلوزیون را روشن میکنه می بینه هر شش کانال قران داره تلویزیون رو خاموش می کنه می بوسه می گذاره روی طا قچه .
۵- یه نفر میره کولر بخره مرده میگه ابی باشه طرف میگه اگه قرمز باشه بهتر
۶- یارو قاضی میشه بهش میگن حکم کن میگه پیک
۷-طرف بعد از دو سال یه پازل رو تموم میکنه بهش میگن چرا انقدر طول دادی میگه نه بابا اتفاقا خوب تموم کردم روش نوشته سه تا پنج سال
۸- پدر:« پسر جان! وقتی من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمی گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممکن است بفرمایید که دروغگویی را از چه سنی شروع کردید؟»
۹- اولی: من یک پسر دارم که هر روز بیشتر شبیه من می شود؟
دومی: اگر وقت داری ببر دکتر تا جلوی این بیماری را بگیرد!
۱۰- یارو می ره ورزشگاه یه موج مکزیکی میاد غرق می شه
خیلی بی مزه بود نه !
چیکارکنیم با ادبیش همینطوریه حال نمیده 