|
سس سیز لیخده باتمیشام من غرق در سکوتم آخرین مطالب آرشیو وبلاگ موضوعات پیوندهای روزانه پیوندها آمار وبلاگ
هشتاد و چهارمین مراسم اعطای جوایز اسکار روز 26 فوریه 2012 (ششم اسفند ماه) و همچون سالهای گذشته در سالن تئاتر کداک لسآنجلس برگزار و از شبکه تلویزیونی ABC پخش میشه و مثل همیشه قصد دارم تا نامزدها رو معرفی کنم . امیدوارم حادثه بعضی سالها مثل سال 1976 که فیلمی مانند " راننده تاکسی " به کارگردانی " اسکورسیزی " و بازیگری فوق العاده " رابرت دنیرو " و "جودی فاستر" هیچ اسکاری نبرد تکرار نشه، مخصوصا امسال که برخلاف سالهای گذشته بالاخره فیلمی ایرانی هم در لیست حضور داره که احتمال برنده شدنش هم خیلی زیاده . جدایی نادر از سیمین دیگه فیلمی شناخته شده و مشهور شده و امیدوارم که با بردن جایزه اسکار کلکسیون خود فیلم و سینمای ایران تکمیل بشه. امسال «بیلی کریستال»، مجری باسابقه و خندهرو آمریکایی مسئولیت اجرای مراسم اعطای جوایز را برعهده خواهد داشت. پس از آنکه «ادی مورفی»، بازیگر سرشناس از اجرای مراسم اعطای جوایز اسکار 2012 کنارهگیری کرد، «بیلی کریستال» برای نهمینبار بهعنوان مجری معروفترین مراسم اعطای جایزه فیلم دنیا انتخاب شد. این مجری 63 ساله خندهرو اولینبار در سال 1990 مجری مراسم اسکار بود که فیلم «رانندگی برای خانم دایسی» بهترین فیلم شد و آخرین اجرای او به سال 2004 برمیگردد. در این بین فیلمهای فیلم "هیوگو" به کارگردانی "مارتین اسکورسیزی" با 11 نامزدی فیلم "هنرمند" به کارگردانی "هازنا ویچس" با 10 نامزدی فیلم "اسب جنگی"به کارگردانی "اسپیلبرگ" با 6 نامزدی در نامزدی اسکار پیشتازند. در میان کارگردانان هم "وودی آلن" و در میان بازیگران نقش اول مرد هم "جرج کلونی" و "برادپیت" و "گری اولدمن" نامزد دریافت جایزه شدهاند."مریل استریپ" برای فیلم بانوی آهنین هم برای چندمین بار نامزد دریافت این جایزه برای بهترین بازیگر نقش اول زن شده است. "جدایی نادر از سیمین" اثر "اصغر فرهادی" هم با نامزدی در دوبخش بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلمنامه اورژینال برای نخستین بار نام ایران را در میان نامزدهای بخش نهایی طنینانداز کرده است. اسامی نامزدها در ادامه مطلب
ادامه مطلب ... سه شنبه 27 دی ماه سال 1390 :: 09:24 AM :: نویسنده : آرمین آران
![]() مراسم این دوره جوایز گلدن گلوب یکشنبه شب (دوشنبه صبح به وقت ایران) در هتل بورلی هیلز برگزار شد. «جدایی نادر از سیمین» که به نمایندگی از ایران در اسکار 84 حضور دارد در بخش گلدن گلوب فیلم خارجیزبان پیروز شد. برای اولین بار است فیلمی از سینمای ایران این جایزه را دریافت میکند. ![]() ادامه مطلب ... آیا شبی که یک نابغه بهدنیا میآید، شب خاصی است؟ آیا قدرت جاذبه ماه در آن نقطه از زمین بیشتر است؟ آیا در آن زمان یک شهاب سنگ روی آسمان مهتابی خط طلایی میاندازد؟ هیچکس نمیداند چون نابغهها نه از خانههای اشرافی و نه از میان روشنفکرانی که به آسمان خیره میشوند که از دل درد بیرون میآیند. هارلم محله فقیرنشینی در نیویورک است. جمعه ششم اردیبشهت ماه سال 1319(25 آپریل 1940). سالواردور مهاجر ایتالیایی و کارمند ساده بیمه و رز همسر خانهدارش در این روز صاحب فرزند پسر ریز نقشی شدند که نامش را آلفردو جیمز گذاشتند. ادامه مطلب ... چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. در حال مستاصل شد... از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم. قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت. گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم... قدری پایین تر آمد. وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم. وقتی کمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم غلط زیادی که جریمه ندارد احمد شاملو پ.ن : درخت توی عکس رو گردو فرض کنید
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگرد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!! |
||